وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُون

۱۵ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است

منبری کوچک

  سر نماز بودیم و بچه ای 4 ساله به منبر رفت

 همان منبر سنگی معروف مسجد اعظم قم

 صدایش در فضای مسجد  پیچید

 انگار صدمنبر شنیده ام

با صدای بلند، دوبار جمله ای را ندا داد...

"بیدار شید" "بیدار شید"

***

از منبر پایین آمد

۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
مرتضی استاجی

هروز بیشتر از دیروز (برداشت آزاد)

خدا تربیت اش، "بده  بستان" است...

هم می دهد،هم می خواهد

روال خدا این است ، بخواهد کسی را تحویل بگیرد به او مسئولیت بیشتری می دهد

پیامبران اولوالعزم را دوست دارد پس آنان را بیشتر کار میدهد،

هرچه درجه شان(علمی،اخلاقی،...) بالاتر باشد،مسئولیت بیشتری می دهد

یک پیامبر مسئول یک خانواده است،دیگری مسئول یک روستا،دیگری شهر و دیگری یک امت؛

هرکسی اولوالعزم نمی شود

حسین بن علی (علیهماالسلام) را مسئولیت هدایت انسانیت میدهد و او باید چه مقامی داشته باشد که این وظیفه را به او سپرده اند.

***

روزی یک دانش آموز ساده بودی، اکنون بالاتر آمده ای شده ای مربی ، شده ای پدر،شده ای مادر و زن یک خانه

فردا می شوی مسئول یک ارگان ، می شوی مدیر یک موسسه ....

باید به فکر خودت باشی

چقدر کار سخت می شود

اصولا هرچه پله بالاتری بروی باید دست بیش تری بگیری،هرچه مقامت بیش مسئولیتت بیش تر

این روایت از طرفی عالمان بی عمل را نهی میکند و می ترساند و ازطرفی می فهماند که برای عالم ربانی مسئولیتت سنگین شده است، آن موقع که عالم نبودی چیزی نمی دانستی و فهم ات کم بود و مقامت نیز کم،حال مقامت بالا شد و معبود از تو توقع بیشتری دارد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏1 ؛ ص47

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْمِنْقَرِیِّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِیَاثٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ: یَا حَفْصُ یُغْفَرُ لِلْجَاهِلِ سَبْعُونَ ذَنْباً قَبْلَ أَنْ یُغْفَرَ لِلْعَالِمِ ذَنْبٌ وَاحِد

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
مرتضی استاجی

امشب را چه بنامیم؟

تغییر چیزی که غلط جا افتاده است سخت است

مدتی ست، در رسانه ها مد شده که به یکی از زیبا ترین شبهای سال نامی داده اند که نمی چسبد و ما را از منظور دور کرده است و تمام مردم هم به تبعیت از آن همان نام رامی برند ، و اگر بخواهی بگویی این نام غلط است باید پروسه سختی را بگذرانی چراکه، تغییر چیزی که غلط جا افتاده است سخت است.

شب آروزها...

لیله الرغائب به چه معناست؟

رغائب جمع رغیبه است و رغیبه به معنای مواهب و عطاهای کثیر 1 یعنی امشب بارانی در راه است و  و اگر قطره اشکی به درگاه خدا بیاوری سیلی به راه خواهد افتادو استادما معتقد بودند این مواهب کثیر بواسطه آن نماز مستحبی امشب است2

پس این شب را نشاید که شب آرزودانست چراکه از طرفی آرزو و آمال در روایات مذموم تلقی شده است 3و ثانیا با اسمی که از جانب معصومین علیهم السلام انتخاب شده است تطابق نداردو باید نام ویژه ای ،متناسب آنچه به واقع وجود دارد بگذاریم4

اما تغییر چیزی که غلط جا افتاده است سخت است

با این وجود شما چه نامی را شایسته این شب می دانید؟

1. شب باران

2. شب مهربانی

3. شب رحمت

4.شب....

پیشنهاد شما مهم است چه نامی؟؟؟

***

در پایان دعا میکنم: ارزو هاتان کم

رحمت خدا بر شما بسیار

______________________________________________________________

1

کتاب العین ج‏4 /ص413 إنه لوهوب لکل‏ رَغِیبَةٍ أی مرغوب فیها، و جمعها رَغَائِب‏

 

مفردات الفاظ القرآن 358 الرَّغِیبَةُ: العطاء الکثیر، إمّا لکونه‏ مَرْغُوباً فیه، فتکون مشتقّة من الرّغبة

2. اعمال امشب در اینجا

3 روایات بسیار بود و این دو روایت به عنوان نمونه :

وَ ادْفَعْ عَظِیمَ الْحِرْصِ بِإِیثَارِ الْقَنَاعَةِ وَ اسْتَجْلِبْ حَلَاوَةَ الزَّهَادَةِ بِقَصْرِ الْأَمَلِ‏ تحف العقول / النص / 285 / 

قَالَ عَلِیٌّ ع مَا أَطَالَ عَبْدٌ الْأَمَلَ‏ إِلَّا أَسَاءَ الْعَمَلَ‏   الزهد / النص / 81 / 14 باب ذکر الموت و القبر

 

4. برگرفته از سخنرانی استادم حجت الاسلام حمید ملکی دیروز مدرسه علمیه معصومیه

۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
مرتضی استاجی

هرچه گم کرده ام

 عارفی میگفت :
دنبال هرچه بودم...
در نمازم یافتم
*** 
من هم همینگونه ام...
پیدا میکنم تمام گم شده هایم را
اما...
۴ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
مرتضی استاجی

می روم دانشمند شوم (برداشت آزاد)

وقتی که به جمع دانشمندان و علماء می روی سخت است که همه از مباحث علمی بگویند و تو آرام در گوشه ای بنشینی و حرفی نزنی و در دلت با خودت بگویی" الان در مورد تو چه فکری می کنند آنها می گویند مردک بیسواد آمده در جمع بزرگان نشسته و به گزاف!"

باید اصطلاحات را بیاموزی باید بلد باشی با کلمات علمایی ور بروی تا درجمع علما راهت بدهند

می روی و کسب علم میکنی  تا در چشم علما و اندیشمندان جایگاهی بیابی

2. همه ساکت نشسته اند و تو باید کوره بحث را داغ کنی و فرقی هم نمی کند آتش این کوره سیاسی باشد یا اقتصادی یا اخلاقی یا هر موضوع دیگر ، بهرحال، باید کوره داغ شود آن هم حول سخنان گهربارتو! بحثی درافتد که مایه خوشایند همگان قرار گیرد

برای اینکه بتوانی این کرسی را بدست بیاوری...

می روی و کسب علم میکنی تا در چشم دوستان و مردم جایگاهی بیابی

3. دوستت نشسته است و همه او را می بینند، انگار همه،شبکه "او" را دوست دارند، و دلشان نمی خواهد کنترل چشمانشان را بردارند و شبکه "تو "را بگیرند ؛سخت است همه نگاهها به سمت دیگری باشد و تو نتوانسته باشی نظر دیگران را به خودت جلب کنی،وقتی بحث های علمی گُر می گیرد سکوتت آزارت می دهد باید کاری کنی و طرحی دراندازی

باید مردم تو را هم تحویل بگیرند

می روی و کسب علم میکنی، تا در محافل جایگاهی داشته باشی

***

جایگاه ات اگرچه در دنیا همان بود که گفته شد

ولی جایگاه آخرتت جهنم است

___________________________________

الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏1 ؛ ص47

- مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِیلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ رِبْعِیِّ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: مَنْ طَلَبَ الْعِلْمَ لِیُبَاهِیَ بِهِ الْعُلَمَاءَ  اوْ یُمَارِیَ بِهِ السُّفَهَاءَ اوْ یَصْرِفَ بِهِ وُجُوهَ النَّاسِ إِلَیْهِ فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ إِنَّ الرِّئَاسَةَ لَا تَصْلُحُ إِلَّا لِأَهْلِهَا.[1]

۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
مرتضی استاجی

معنای بخشش

بخشیدن

دقیقا 

همان جایی 

معنا دارد

که حق با توست...

 

۳ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
مرتضی استاجی

گاو صندوق

از این وآن پول قرض کرد

با پولش گاوصندوق خرید

۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
مرتضی استاجی

حضور قلب

با وضوی کامل سر سجاده اش ایستاد

بچه ی تازه راه افتاده اش سجاده اش را برداشت 

غذای روی گاز سوخت و دودش بلند شد

تلفن چندین بار زنگ زد

صدای هشدار رسیدن چندین پیام از نرم افزار وایبر گوشی اش بلند شد

و او...

نماز را سلام داد

تازه متوجه همه آنها شده بود

کمی تامل کرد...

معلوم نبود در نماز حواسش کجاها که نرفته بود ...

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
مرتضی استاجی

پشت بام

گاهی از پشت بام به دنیا نگاه می کنم

حس خوبی به من می دهد

فکر میکنم 

تامل میکنم

گاهی سوار ماشین یک نفر می شوم و با او زندگی می کنم

گاهی با رفته گر محله مان زیست می کنم 

گاهی با پسری که می دود و جست و خیز می کند به دنیای کودکی ام جست می زنم

و کلی کیف می کنم

***

گاهی ام از پشت بام، به خودم نگاه میکنم

گاهی حس خوبی به من دست می دهد

گاهی هم حس بد

*** 

الان پشت بام خودم هستم

کمی حس خوب

کمی حس بد

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
مرتضی استاجی

پدر تشکیلات

همین اول رجب بود که آن خبر به من رسید 

من قم بودم و باید خودم را به تشییع جنازه می رساندم

احساس یتیمی می کردم

 به نبودنش فکر میکردم و به اینکه حال که نیست چه می شود

قبل از این، قدرش را نمی دانستیم و راحت همه مشکلاتمان را با او در میان می گذاشتیم و او هم شده بود حلال مشکلات ما

از دعواها تا آشتی ها

از آتش زدن ها تا کتک زدن ها

از بی نظمی ها تا بد عهدی ها

از ندانم کاری های عده ای تا همه خواهی عده ای دیگر

...

الان به چه چیزی فکر کنم ، به کدام نعمت از دست داده ام؟

پدر...

پدر معنوی شهر

مثل همین امروز بود که گرد یتیمی بر سر شهرمان نشست

***

تنها کسی بود که درد دل های تشکیلاتی را می فهمید 

تنها کسی که با تواضعش ساعت ها کنار جوانان می نشست تا گرهی باز شود

مگر تشکیلات بدون پدر می شود؟؟؟

جایگاه مزارش گواهی می دهد که او پدر تشکیلات شهر بود

***

موجی های تشکیلات ما

پاورقی

د(ا)ربست

؛

+- 

کاه گل

 

 

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
مرتضی استاجی

فوتبال دو توپه

 یکی از دوستان طلبه رفته بود تبلیغ در مدارس1 و داستانی را تعریف می کرد و می گفت:

وارد کلاس شدم و کلاس از آن کلاس ها بود که اداره اش گاو نر می خواست و مرد کهن.

هرچه به آب و آتش زدم و هرچه تلاش کردم این هنرستانی های پر سرو صدا آرام نمی شدند.

به یکباره از کوره در رفتم و به شلوغ ترین شان گفتم : برو بیرون (تا الان نشده بود کسی را بیرون بیاندازم ، اصلا قبلا خودم هم میگفتم بیرون انداختن یک دانش آموز توسط روحانی اثر سوء دارد ولی چاره ای نداشتم)

با اینکه شرورشان بیرون رفت ولی فضا آرام نشد.

متهم ردیف دوم را هم با نعره ای به بیرون فرستادم ولی نمی دانستم چه باید بکنم

نفر سوم را هم بیرون انداختم

به یکباره در ذهنم جرقه ای خورد...

یکی یکی همه را بیرون کردم

برو بیرون

برو بیرون...

- آقا ماکه سر وصدانکردیم

- برو بیرون

همه کلاس رفتند بیرون از کلاس

***

خودم هم زدم بیرون

گفتم بروید دوتا توپ فوتبال بیاورید 

در جایی دیده بودم یک نوع فوتبال سرگرم کننده می شود بازی کرد آن هم با دو توپ اسمشم گذاشتیم "فوتبال دو توپه"

***

دو توپ را آوردند و تا نزدیکای زنگ بعدی بازی کردیم

بعد گفتم توپ ها را جمع کنید و بیایید اینجا بنشینید

همه آمدند و نشستند و من هم شروع کردم...

ببینید با این قد و هیکل تان من با دو تا توپ بازی تان دادم، شیطان هم همین است جلوتان اسباب بازی  می اندازد و بازی تان میدهد و شما را اهل دنیا می کند و از اصل باز می مانید

---------------------------------------------------

1شکر خدا سنت جدیدی که اتفاق افتاده است این است که طلاب علاوه بر منبر و مسجد به مدرسه و پارک هم برای تبلیغ می روند و طبیب دوار بطبه هستند 

۷ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
مرتضی استاجی

وظیفه ای خطیر(برداشت آزاد)

آمده بودیم ثواب کنیم کباب شدیم رفت.

مگر آسان است عالم بودن و در معرض دید رسول خدا بودن و در نگاه مردم بودن و، راحت زیستن...

مربی اخلاق در دید است ،او را می بینند و او را الگوی خود قرار می دهند خدا به مردم و متربیان حق داده است که اورا متهم کنند اگر به بیراهه برود.

مربی اخلاق آمده تا دست بگیرد اما اگر با خصلتی ناشایست درگیر باشد،فقط دست می شکند و پای لنگ می کند.

آن از مادر مهربان تر، مهر خودش را از این مربی و عالم محروم می کند و کسی که ذیل آن الطاف الهی نباشد چه دارد که ازدست بدهد و چه ندارد که باید به دنبال آن برود؟

وکسی که مهر خدا در دل او راه ندارد راه را بر مریدان خدا دشوار میکنند و بیراهه ای که خود در آن سیر می کند متربی و شاگرد را هم به آن سوی می برد.

اما حال که در این وادی نربیت افتاده ایم بیم آن داریم که نکند ما هم جزء بیراهه رو ها باشیم

هرچیزی نشانه ای دارد و علامتی

ای عالم و مربی! تجربه لذت مناجات با حضرت حق هم نشانه ایست برای اینکه بدانی دست گرفته ای از کسی یا بر او راه بسته ای.

_____________________________

عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْقَاسِمِ عَنِ الْمِنْقَرِیِّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِیَاثٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِذَا رَأَیْتُمُ الْعَالِمَ مُحِبّاً لِدُنْیَاهُ فَاتَّهِمُوهُ عَلَى دِینِکُمْ فَإِنَّ کُلَّ مُحِبٍّ لِشَیْ‏ءٍ یَحُوطُ مَا أَحَبَ‏ وَ قَالَ ص أَوْحَى اللَّهُ إِلَى دَاوُدَ ع لَا تَجْعَلْ بَیْنِی وَ بَیْنَکَ عَالِماً مَفْتُوناً بِالدُّنْیَا فَیَصُدَّکَ عَنْ طَرِیقِ مَحَبَّتِی فَإِنَّ أُولَئِکَ قُطَّاعُ طَرِیقِ عِبَادِیَ الْمُرِیدِینَ إِنَّ أَدْنَى مَا أَنَا صَانِعٌ بِهِمْ أَنْ أَنْزِعَ حَلَاوَةَ مُنَاجَاتِی عَنْ قُلُوبِهِمْ.

الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج‏1 ؛ ص46

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
مرتضی استاجی

زنگار دل (برداشت آزاد)

آهن که زنگ میزنند راه دارد،روی شیشه که لک می افتد هم راه دارد،ظرف مسی هم اگر سیاه شود راه دارد،بدن آدم هم که گرفته شود و بی حوصله شود آن هم راه دارد...

گاهی به فکر دلمان باشیم ، دلمان هم گاهی می گیرد  گاهی بر آن لک می افتد و حتی بهتر بگویم گاهی دلمان زنگار میزند و شاید سیاه شود...

آن هم راه دارد برای دل ات هم راه وجود دارد که حالش دگرگون شود.

راهش نه غصه است و نه موسیقی است و نه کافی شاپ

راهش شنیدن حکمت است

باید بنشینی به پای حکمت و دلت را با آن جلا بدهی 
و چه حکمتی بالاتر از سخن امام!!!


عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِیِّ رَفَعَهُ قَالَ کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع یَقُولُ‏ رَوِّحُوا أَنْفُسَکُمْ بِبَدِیعِ الْحِکْمَةِ فَإِنَّهَا تَکِلُّ کَمَا تَکِلُّ الْأَبْدَانُ.[1]

 

[1] کلینى، محمد بن یعقوب بن اسحاق، الکافی (ط - الإسلامیة)، 8جلد، دار الکتب الإسلامیة - تهران، چاپ: چهارم، 1407 ق.

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
مرتضی استاجی

برداشت آزاد

همه ما در زندگی کم و بیش اهل مطالعه ایم و گاهی شاید نگاهی به کتب اصلی خودمان هم بیاندازیم و قرآن و روایات را ورقی بزنیم...

برکات قصد دارد هراز چندگاهی بعد از تورق روایاتی که می خواند، برداشت آزاد خودش را در اینجا منعکس کند شاید مورد پسند کسی واقع شد...

نظرات منتقدانه شما هم می تواند برای بنده راهگشا باشد

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
مرتضی استاجی